زن در سیره علوی
مقدمه
علی (ع) در سال دهم قبل از بعثت، سیزده رجب در مکه متولد گردیدند. و بعد ها همراه پیامبر اسلام(ص) به مدینه هجرت کردند. بعد از 63 سال در چهلم هجری قمری در کوفه شهید شدند. بنا به مشکلات مالی در خانواده شان، سر پرست آن حضرت به پیامبر سپرده شد. و در دامن پاک و مطهر ایشان پرورش یافتند.
مجموعه سخنان ، نامه ها و جملات کوتاه امام علی در کتابی بنام « نهج البلاغه » گرد آوری شده است. که یکی از منابع مهم عربی و مجموعه ای ازسخنان امام اول شیعیان بحساب می آید.
در یکی از خطبه ها ، امام در مورد زنان میفرماید« مردم! ایمان زنان نا تمام است، بهره آنان ناتمام ، خرد ایشان نا تمام... و نشانه نا تمامی خرد آنان این بود که گواهی دو زن چون گواهی یک مردبه حساب رود...» [1] آیا براستی زنان از خرد کم و ایمان ناقص بر خوردار هستند؟
آیا این خطبه و سخنان دیگر ایشان نسبت به زن ، مختص به یک مخاطب مشخص است؟ و یا اطلاق کلی داردو شامل همه زنان تا به امروز میگردد؟ آیا این سخنان از سوی آن حضرت ایراد گردیده است؟ و آیا به ایشان نسبت دادند؟ آیا در موقعیت و جایگاه خاصی ، امام آن خطبه ها را در مورد زنان بیان فرموده است؟ مطالب بیان شده توسط ایشان آیا قابل توجیه است؟ چگونه؟
در نوشتار حاضر به این مسایل پرداخته و به طور کلی در مورد موقعیت و جایگاه زن در سیره و کلام ان حضرت بحث خواهدشد.
علاقه فردی و یافتن جواب قانع کننده نسبت به سوال مطرح شده ، که چرا علی از زنان به عنوان « ناقص العقل » یاد میکنند ، بوده است.
این شبهه در جامعه شیوع یافته است که امام علی زنان را خوار می کنند چرا آنان را ناقص العقل می شمرند، بدین ترتیب پاسخ دادن به این مساله اهمیت پیدا میکند.
امید است این تحقیق برای مراکز علمی و دانشگاهی و حل شبهه در سطح عموم مثمر فایده باشد.
طبق کنکاوشهای به عمل آمده، کتاب مستقلی با این موضوع یافته نشد، اما موضوعات
مشابهی عبارتند از:
1- مهر یزی، مهدی، در اندیشه اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1381.
در این کتاب ، مولف به مباحث زن در نهج البلاغه نپرداخته است؛ اما دراین نوشتار به آن پرداخته خواهد شد.
2- مهریزی، مهدی، حقوق زن، دانشنامه امام علی ، ج5 ، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول ، تهران،1380.
در این مقاله ، نویسنده روی موضوع ما تمرکز ننموده، بلکه بصورت گذرا عبور کرده است. ولی در این نوشتار دقیق و به جزئیات موضوع پرداخته خواهد شد.
3- علائی رحمانی، فاطمه، زن از دید گاه نهج البلاغه، سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ دوم ، 1371.
در نوشتار ما به غیر از نهج البلاغه به دیگر سخنان امام پرداخته خواهد شد . ولی در کتاب زن از دید گاه نهج البلاغه فقط از همان دید به موضوع نگاه شده است.
4ـ معین الا سلام، مریم وحلیبی ناهید، روان شناسی زن در نهج البلاغه، عطر سادات ، قم ، 1380، چاپ اول
در این کتاب از زاویه روانشناختی به موضوع پرداخته شده است ولی در نوشتار حاضر از دیگر زوایا بحث خواهد شد.
این مفاله سعی به پاسخگویی این سوال می باشدکه« جایگاه و موقعیت زن در کلام و سیره علوی چگونه بوده است؟
واین فرضیه ارایه می گردد:علی (ع) به عنوان خلیفه جامعه اسلامی، در اعطای حقوق زنان، رعایت عدالت را نموده است.
مفاهیم و متغیرهای عبارتنداز:
خلیفه : جانشین و جایگزین کسی یا چیزی را گویند و چون به حاکم و فرو مانروایی اضافه شود آنرا گویند که ادامه دهنده خط حکومتی مضاف الیه باشد.[2]
حقوق : کلمه ، «حقوق » جمع حق است و مراد از «حق» اختیارات و امتیازات قانونی است که افراد دارا می باشند . مقصود از کلمه حقوق ، اصطلاحا عبارت از مجموعه قواعدی است که به لحاظ مصلحت اجتماع و به منظور تنظیم روابط بین افراد وضع گردیده و برای آن ضمانت اجرایی در نظر گرفته شده است.[3]
عدالت: دادن حق هر نیرویی که دارای حق است و قرار دادن وی در جایی که شایسته است.[4]
«علی(ع) به عنوان خلیفه جامعه اسلامی» ، متغیر مستقل و «اعطای حقوق زنان» به عنوان متغیر وابسته است.
روش پژوهش این مقاله توصیفی و علی می باشد.وروش گردآوری اطلاعات و داده ها
به صورت کتابخانه ای و فیش برداری است.
دو مفروض دراین تحقیق:1.علی (ع) مواضع و دیدگاه هایی را در باره زن ابراز نموده است.
2. یکی از منابعی که امام در مورد زنان مطالبی بیان نموده، نهج البلاغه است.
آنچه در این تحقیق به عنوان چارچوب نظری بدان پرداخته خواهد شد، نظریه «روش شناسی اسکینر» است. هرچند این روش قابلیت کاربرد در کلیت عرصه سیاسی را دارد، اما به نظر می رسد در عرصه اندیشه شناسی کاربرد بیشتری داشته باشد. در توصیفی کلان، روش اسکینر را می توان ترکیبی از گرایش های متن محور و زمینه محور در نظریه های هرمنوتیک دانست. الگوی اسکینر به ویژه در بررسی اندیشه ها و آرای اندیشمندان برجسته بسیار کاربرد دارد. او خود این روش جدید را در مورد ماکیاولی به کار برده و توانسته است به خوبی تغییر جریان سیاسی در غرب و شکل گیری سیاسی مدرن را ردیابی نماید.
او در مقاله ای بسیار نو آورانه در 1969 استدلال کرد که فرایند های متن گرا و زمینه گرای موجود کاملا نا بسنده بوده و کار زمینه گرایانه جدید و به لحاظ تاریخی دقیق تری نیاز است. از سال 1969 تا کنون او مجموعه ای از ابزار های تحلیلی و تفسیری را در جهت تأمین نیاز ابداع و فراهم نموده است. مجموعه ای که در طیف گسترده ای از علوم اجتماعی و علوم انسانی کاربرد دارد.
به طور کلی پنج مرحله تشکیل دهنده فرایند تحلیل او را به خوبی می توان پاسخ هایی به پنج سؤال زیر دانست:
الف) نویسنده در نوشتن متن نسبت به دیگر متون موجود، که زمینه ایدئولوژیک را شکل می دهند، چه کاری انجام می دهد یا انجام داده است؟
ب) نویسنده در نوشتن یک متن نسبت به کنش سیاسی موجود و مورد بحث که زمینه عملی را شکل می دهد، چه کاری انجام می دهد یا داده است؟
ج) ایدئولوژی ها چگونه می باید شناسایی شده و تکوّن، نقد و تحول آن ها چگونه می بایست بررسی و تبیین شود؟
د) ارتباط ایدئولوژی سیاسی و کنش سیاسی که اشاعه ایدئولوژی های خاصی را به خوبی توضیح می دهد، چیست و این امر چه تأثیری در رفتار سیاسی دارد؟
ه) کدام اندیشه ها و کنش های سیاسی در ترویج و هنجار مرسوم ساختن تحول ایدئولوژیک نقش دارند؟
* نخستین پاسخ به این پرسش قرار دادن متن در زمینه زبان شناختی یا ایدئولوژیک آن می باشد، یعنی مجموعه ای از متون نوشته شده یا رایج در آن زمان، در باره همان موضوعات یا موارد مشابه مشترک در شماری از هنجار های مرسوم.
* دومین پرسش، اگر بخواهیم آن را به شیوه مرحله نخست توضیخ دهیم، آن است که مؤلف هنگام تصرف در هنجار های مرسوم ایدئولوژیک چه کاری انجام می دهد؟ نخستین سؤال از خصیصه متن به عنوان عمل ایدئولوژیک می پرسید و سؤال دوم از خصیصه عمل ایدئولوژیک به عنوان یک عمل سیاسی پرسش می کند. مسیر مرحله دوم، بدین سان قرار دادن متن در زمینه عملی آن است، یعنی عبارت است از فعالیت سیاسی یا خصیصه های مربوط مسئله انگیز جامعه ای که مؤلف آن را خطاب قرار می دهد و متن پاسخی به آن است. اسکینر معتقد است در رارئه پاسخ به سؤالات مربوط به مناظره ایدئولوژیک، نظریه پرداز سیاسی به معضلات سیاسی زمانه واکنش نشان می دهد.
* مرحله سوم: هنگامکی که مفهوم ایدئولوژی متشکل از هنجار های مرسوم به عنوان ابزاری برای فهم نکته متن تشکیل دهنده آن مطرح می شد، اسکینر توجه خویش را به خود ایدئولوژی ها معطوف داشت. متن های کوچک یک دوره با دقت غبار روبی شده و مورد پژوهش قرار می گیرند تا هنجارهای مرسوم و کنترل کننده ایدئولوژی های حاکم و روابط درونی های آن، پیش از آن که به عنوان معیاری برای تعیین ابعاد هنجاری و غیر هنجاری به کار گرفته شوند، شناسایی شوند.
* مرحله چهارم: همانگوه که مرحله دوم برای روشن کردن ارتباط بین اندیشه و کنش سیاسی در مورد یک متن خاص بود، مرحله چهارم برای همین منظور در مورد یک ایدئولوژی است.
* مرحله پنجم: در نهایت، مرحله پنجم آخرین مرحله کل رهیافت اوست؛ تبیین تحول ایدئولوژیک در شیوه های عمل تنیده می شود؛ اما این که چگونه چنین تحولی به هنجار مرسوم تبدیل می شود، سؤالی تاریخی است که رهیافت و مطالعات وی دو خط مشی اراه می دهد؛ خط مشی ایدئولوژیک و عملی.
سوالات فرعی که می توان مطرح کرد شامل پرششهای زیر است:
1.از دیدگاه علی (ع) فلسفه خلقت انسان چیست؟
2.از دیدگاه علی (ع) زن و مرد چه ویژگی ها و خصلت هایی دارند؟
3.از دیدگاه علی (ع) زن از چه جایگاه و موقعیتی برخوردار است؟
پس سازماندهی این نوشتار شامل این عناوین خواهد بود:
مقدمه
فصل اول: فلسفه خلقت انسان از دیدگاه علی (ع)
فصل دوم: ویژگی ها و خصلت های مرد و زن از دیدگاه علی (ع)
فصل سوم: زن در دیدگاه علی (ع) و نتیجه گیری.
هموراه یکی از مسائل مورد بحث در میان انسان ها، آفرینش و خلقت جهان بوده است. این جهان از کی آغاز و شروع شده است؟ چگونه به وجود آمده؟ و ده ها سؤال در این مورد می توان مطرح کرد. نظریات مختلفی در این مورد بیان شده، ولی آنچه مسلم ومشهور است، اثبات آغاز و شروعی بر آن می باشد. ولی هیچ گونه دلیل قاطعی برای تعیین عمر جهان نمی توان ابراز نمود.
از نظر اسلام، خلق موجودات طبیعی به تدریج بوده است. زمانی را که این تحولات طی کرده، شش دوران می باشد: دو دوران مخصوص تمام کرات فضائی و آسمان ها، چهار دوران برای زمین[5]: «انّ ربکم الله الذی خلق السموات و الارض فی ستّته ایّامٍ ...» .به عبارت دیگر، این دوران های شش گانه محتملا به ترتیب ذیل بوده که با آیات 8 تا 11 سوره فصلت نیز قابل تطبیق است:
1. روزی که همه جهان به شکل توده گازی بودند که با گردش به دور خود از هم جدا گردیده و کرات را تشکیل دادند.
2. این کرات تدریجا به صورت توده مذاب و نورانی و یا سرد و قابل سکونت در آمدند.
3. روز دیگر منظومه شمسی تشکیل یافت و زمین از خورشید جدا شد.
4. روز دیگر زمین سرد و آماده حیات گردید.
5. سپس گیاهان و درختان در زمین آشکار شدند.
6. سرانجام حیوانات و انسان در روی زمین ظاهر گشتند.[6]
پس در مرحله ششم انسان خلق شده است. حالا به نظر شما فلسفه خلقت انسان چیست؟
آیا خلقت انسان نیز دارای مراحلی است؟ و از دیدگاه علی (ع) فلسفه خلقت او چه می تواند باشد؟
فصل اول: فلسفه خلقت انسان از دیدگاه امام علی (ع):
مخلوقات خداوند متعال بر دوگونه هستند: یکی مجردات و دیگری موجودات مادی. خلق عالم مجردات پیش از محسوسات این جهان صورت گرفته است. و سپس خداوند حکیم، «آب، آتش، خاک و هوا» را آفرید. بعد جمادات، نباتات، حیوانات و سرانجام انسان خلق گشته است.
خداوند در قرآن، رسیدن این بشر به مقام انسانیت را در هفت مرحله بیان نموده است:
1.«تراب» (خاک) 2. «طین» (گِل) 3.«حمأ مسنون» (گِل خشک سیاه صدا دار) 6. «صلصال کا الفخار» (گِل خشک صدا دار چون سفال) 7.«دمیده شدن روح» .
تولید بنی آدم نیز در قرآن هفت مرحله بیان شده است:
1. چکیده گِل 2. نطفه 3. خون بسته شده 4. گوشت پاره 5. استخوان 6. گوشت 7. دادن نیروی عقل و فکر (خلق دوباره).
براستی ماهیت این موجود چیست؟ و دارای چه ابعادی می باشد؟
انسان دارای دو صورت؛ مادی و روحانی است. بعد مادی او عبارت است از: راست قامت بودن، پهن ناخن داشتن، صاف بودن پوست بدن از موی زیاد، خندان بودن و... در جنبه روحانی ماهیتش، عقل، فکر، اندیشه و نطق می باشد.
در یک نگاه کلی مقصود ازآفرینش جهان و پدید آمدن تدریجی موجودات، این بوده که انسان به وجود آید و خداوند متعال انسان را خلاصه و عصاره عالم قرار داده و تاج افتخار کرامت به او عطا نمود.«و لقد کرمنا بنی آدم...».[7]
غرض از آفرینش انسان در تعدادی از آیه های قرآن این گونه بیان شده است:
عبادت خدا(ذاریات/16)، جانشین خدا بودن،(بقره/30، نور/55)، کمک و یاری خدا بودن(صف/12،حدید/25)، آبادانی زمین(هود/60)و... همه این آیات اشارات به یک حقیقت و آن مسئولیت هایی است که به عهده آدمی گذاشته شده است که جز او کس دیگری شایستگی انجام آن را ندارد.[8]
دید گاه امام علی (ع) نسبت به خلقت انسان در راستای اندیشه های قرآنی و آموزه های پیامبر(ص) قرار دارد:
1. در خطبه 64 نهج البلاغه مولی علی(ع) هدف خلقت انسان را، ضمن گذرا بودن عمر، کسب زاد و توشه در این دنیا برای آخرت می دانند:
«... خدای سبحان شما را بیهوده نیافرید، و به حال خود وا نگذاشت، میان شما تا بهشت یا دوزخ، فاصله اندکی جز مرگ نیست. زندگی کوتاهی که گذشتن لحظه ها از آ ن میکاهد، و مرگ آن را نابود میکند ، سزاوار است که کوتاه مدت باشد. زندگی که شب و روز آن را به پیش می راند، به زودی پایان خواهد گرفت. مسافری که سعادت یا شقاوت همراه میبرد باید بهترین توشه را با خود بردارد. از این خانه دنیا زاد و توشه بردارید که فردای رستاخیز نگهبانتان باشد...»[9]
در خطبه دیگر آن حضرت، تقوا را هدف انسان از خلقت بیان میفرمایند: « فا تقوا الله عباد الله جهه ما خلقکم له» ای بندگان خدا در راه هدفی که برای آن خلق شده اید، به خدا تقوی بورزید [که برای آن] آفریده شده اید.[10]
2. و در جای دیگر بیان میدارند « ایها الناس اتقوا الله فما خلق امرو عبثا فیلهو و لا ترک سدی فیلغو و ما دنیاه التی تحسنت له تخلف من الاخره التی قبّحها سوء النظر عنده و ما المغرور الذی ظفر من الدنیا باعلی همته کالاخر الذی ظفر من الاخره باذنی سهمته» ای مردم! از خدا بترسید هیچ کس بیهوده آفریده نشده است تا عمر به بازی گذراند ، و هیچ کس به خود و اگذاشته نشده است ، تا جهان را بی فایده گذراند . دنیا که در چشم آدمی زیباست، نمیتواند جایگزین آخرتی شودکه آن را زشت میبیند . فریفته ی دنیا، هرچند در آن به بالا ترین مقام رسد، همچون کسی نیست که از آخرت کمترین نصیبی برده است.[11]
3. فلسفه خلقت انسان از دیدگاه امام(ع)، ادای امانتی است که خداوند بر عهده بشر گذاشته است:
«... یکی دیگر از وظائف الهی، ادای امانت است، آن کس که امانت ها را نپردازد زیان کار است. امانت الهی را بر آسمان های بر افراشته، و زمین های گسترده، و کوه های به پا داشته، عرضه کردند که از آنها بلند تر، بزرگ تر، وسیع تر یافت نمی شد، اما نپذیرفتند. اگر بنا بود که چیزی به خاطر طول و عرض و توانمندی و سربلندی از پذیرفتن امانت سر باز زند آنان بودند. اما از کیفر الهی ترسیدند، و از عواقب تحمل امانت الهی آگاهی داشتند، که نا توان تر از آنها آگاهی نداشت و آن انسان است. که خدا فرمود: همانا انسان ستمکار نادان است»[12].
1. مشاهده بدون حجاب جمال الهی و اتصال به کانون عظمت حق و آرمیدن و فانی شدن در جوار قرب الهی، یکی دیگر از فلسفه خلقت به حساب می آید. چنانچه امام در مناجات شعبانیه این گونه با معبود خویش زمزمه می کند:
« ... معبود من! عطا کن بر من کمال بریدن (از خلق) به سویت را، و نورانی کن دیده های دلهای ما را به روشن شدن نگاهش به سویت، تا بدرد دیده های دلهای ما پرده های نور را، پس متصل گردد بکان بزرگواری، و برگردد روح های ما آویزان بارجمندی پاکیزگیت، معبود من! قرار بده مرا از آنان که صدا زدی او را پس پاسخ داد ترا و ملاحظه کردی او را، پس بیهوش شود در برابر بزرگواریت پس راز و نیاز کردی با آن پنهانی و کار کرد برای تو آشکارا... خدایا! مرا به نور عزت خود بپیوند تا بر تو عارف شوم و از غیر تو کناره گیرم...»[13]
پس نگرش امام به فلسفه خلقت انسان، تعابیر دیگر از آموزه های قرآنی و نبوی است، که از جمله آن می توان به کسب و تهیه زاد و توشه برای آخرت، بدست آوردن تقوا، ادای امانتی بزرگ که بر عهده بشر توسط خداوند نهاده شده بود و فنا در ذات خدا و اتصال به او، اشاره نمود.
حال باید دید که ویژگی های مرد و زن در نظر علی(ع) چیست؟ این انسان که زن و مرد از مصداق خارجی اوست، چه خصلت هایی دارند؟ و دیدگاه امام(ع) چگونه است؟ آیا در راستای پیامبر و قرآن واقع شده؟
فصل دوم: ویژگی های مرد و زن از دیدگاه علی(ع):
بر طبق آیات و روایات، مرد و زن از یک هویت یکسان برخوردار می باشند. از یک گوهر و ذات آفریده شدند و مبدا قابل آفرینش همه افراد یک چیز است. این تفکر که زن را فرع مرد و طفیل و زایده او می داند غلط است. چرا که خود خداوند می فرماید:«هو الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها» [14] و در آیه دیگر آمده:«والله جعل لکم من انفسکم ازواجا...»[15] [16]
در قرآن هدف از آفرینش مرد و زن، عبودیت و بندگی می باشد. که این غایت دعوت رسولان نیز به حساب می آید. و در این موضوع جدایی بین مرد و زن در آیه 56 ذاریات احساس نمی شود.[17] آیات قرآن به صراحت نظام احسن را در نظام هستی اعلام می نماید، که هیچ گونه نقصان و کجی مشاهده نمی شود. و در یک کلام تسویه و تعدیل در خلقت وجود دارد. برابری زن و مرد در کمال یابی و بالندگی یکی دیگر از مقوله های مورد اشاره قرآن است. که از او به عنوان تقوا یاد شده است. برابری در برخورداری از حیات طیبه یکی دیگر از موضوعاتی است که اشاره شده است:«من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مومن فلنحیینه حیاه طیبه».[18]
به طور خلاصه قرآن برابری زوجین را در چهار بعد مطرح می کند:
1- برابری در اصل و رشه در آفرینش
2- بربری در قابلیت در نظام ارزشی
3- برابری در قابلیت کمال یابی و بالندگی
4- برابری در حقوق انسانی[19]
پس در چهار بعد زن و مرد برابر هستند اما تفاوت های بین آن دو وجود دارد:
1. از لحاظ جسمی: مثلا مرد متوسط درشت اندام تر است و زن کوچک اندام تر، مرد بلند قد تر و زن کوتاه قدتر، مرد صدای خشن دارد ولی زن نرم و نازک و ....
2. از لحاظ روانی: مرد فعال و پر حرکت ولی زن احساساتی، مرد عاقلانه و خشونت طلب ولی زن صلح جو و ... است.[20]
به طور کلی چنانچه شهید مطهری نیز بیان می کند «مرد به طور قطع از نظر جسمانی و مغز و فکر تفوق دارد ولی زن از طریق عاطفی و قلبی برتری دارد».[21]
پس با وجود این تساوی و تفاوتها، به ویژگی های مرد و زن از دیدگاه علی (ع) از جنبه روانشناختی می پردازیم که از اهمیت فراوانی برخوردار است:
الف) ویژگی های مرد:
1. عقلانی بودن:
منظور از عقل در اینجا عقل نظری است. یعنی عقل تئوریک، تحلیلگر، فرضیه باف و فلسفه پرداز، عقل سیاسی ـ اجتماعی، عقل خشک ـ ریاضی و تفکر محض نظری.
2. سنگینی تکالیف شرعی:
یعنی بر عکس زنان که در ایام عادت برخی از اعمال شرعی مثل نماز و روزه از عهده آنان برداشته می شود. ولی مردان باید در طول سال و بدون وقفه به تکالیف شرعی خود عمل کند. علاوه بر آن مرد باید به مسائل مالی و طریقه کسب روزی، املاک و دارایی خود و خانواده اش در روز قیامت پاسخگو باشد.
3. خونسرد بودن:
مردان در مقابل تحریک عواطف و احساسات مقاوم تر از زنان هستند. سرعت هیجان پذیری زن نسبت به مرد بیشتر است و مردان از خونسردی و آرامش بیشتری برخوردار می باشند.
4. تحمل پذیری مسؤلت های طاقت فرسای زندگی:
زندگی انسان همراه با مشکلات و سختی ها است. و گاهی اوقات به وضعیت بغرنج می رسد و باید همزمان چندین مشکل را تحمل و آنها را حل نماید.
5. متمرکز بودن در عرصه های تصمیم گیری و مشورت:
مردان به همین علت در مشکلات خیلی سریع قادر به تصمیم گیری هستند. پس اگر اطلاعاتی از دیگران بر خلاف تصمیم خود دریافت کردند زود تغییر می دهند و عمل می نمایند.
6. اعتدال در محبت و عشق ورزی:
مردان در شدید ترین شیفتگی هایشان خود را هرگز یکسره وا نمی گذارند، و هیچگاه نمی خواهند هستی خود را یکسره به پای زن بریزند و در زن تحلیل روند، اما زنان بی محاسبه و خالصانه عشق می ورزند و به راحتی شخص خود را در این عشق ورزی فراموش می کنند.
ویژگی های زن:
1- عاطفی بودن:
عاطفه زیاد و شدید در زنان باعث احساسی شدن آنها شده است. البته به جهت رسالت مادری و همسر داری زن این ویژگی برای او عیب به حساب نمی آمد. به علت همین ویژگی است که علت کم فعالیت شدن عقل نظری می شود. چنانچه مولی علی (ع) در خطبه 80 نهج البلاغه می فرماید:
«معاشر الناس ان الناس نواقص الایمان و نواقص العقول...»[22] البته توضیح کامل و شرح این خطبه در فصل سوم خواهد آمد.
2- سبکی وظایف و اعمال شرعی:
زنان به خاطر شرایط خاص جسمی دارای سه دوران: قاعدگی(حیض)، استحاضه و نفاس می باشند که برخی از اعمال دینی مثل نماز و روزه از عهده آنان ساقط می شود. آن حضرت در ادامه خطبه 80 نهج البلاغه چنین می فرماید:
«... فاما نقصان ایمانهن فقعودهن عن الصلواه و الصیام فی ایام حیضهن ...»[23]
3- احساسی بودن:
آنچه زن را به اتخاذ تصمیمات خود بر می انگیزد احساسات قلبی اوست نه مقدمات عقلی. او از سرعت هیجان پذیری شدیدی برخوردار است. لذا حضرت سفارش می کند که:«و لا تهیجو النساء باذی...» عواطف و احساسات زنان را تهییج نکنید و لو آنکه به نوامیس و بزرگان شما اهانت کند... .
4- فرار از مسئولیت های طاقت فرسای زندگی:
روان شناسان معتقدند که اگر اموری در حد طاقت زنان نسبت به آنان تحمیل شود موجبات مسخ روانی آنان را فراهم می آورد. و توصیه می کند که کمتر در معرض کارهای سنگین و کلان و امور طاقت فرسا قرار گیرند تا سلامت روانی آنها دچار اختلال نشوند. امام(ع) می فرمایند: «ولا تحملو النساء اثقالکم»؛ بارهای سنگین زندگی را بر زنان تحمیل نکنید.
5- بسیط بودن در عرصه های تصمیم گیری و مشورت:
زنان برای حل مشکل، چندین راه حل پیدا می کنند، لذا قادر به تمرکز و تصمیم گیری نمی شوند. و همین طور چون خواهان برقراری رابطه هستند بیشتر تمایل دارند که در تصمیم گیری های خود دیگران را نیز شرکت دهند. لذا آن حضرت در وصیت خویش به امام حسین(ع) فرمود:«ایاکم و مشاوره النساء فان رایهن الی وهن»؛ بپرهیز از مشاورت با زنان، زیرا رأی و اراده شان ضعیف و سست است.[24]
6- عشق ورزی و نیاز به محبت:
آنچه زن از عشق استنباط می کند، یعنی ایثار، سرسپردگی بی دریغ و فروگذاری است و خواهان سوختن خود مثل شمع برای دیگران می باشد. و خود را فدای همسر و فرزندان می کند. آن حضرت فرموده اند:«زنان آرمانشان مردانند».[25] پس ویژگی های زن و مرد از دیدگاه علی(ع) بیان شد و می توان گفت پیوند تنگاتنگی میان قرآن و نهج البلاغه وجود دارد. سخنان حضرت برگردانی از قرآن و محتوای همان قرآنی است که ایشان در قالبی نوین ریخته است.
حال به سراغ فصل سوم رفته و به طور تفصیل راجعه به دیدگاه امام(ع) در رابطه با زن می پردازیم. و از لحاظ سندی، محتوایی و دیگر مسائل، به یک نمونه از کلام آن حضرت پرداخته خواهد شد.
فصل سوم: زن از دیدگاه امام علی(ع):
در این فصل با توجه به اقتضای حال، ابتدا برای نمونه روی یک خطبه دقیق شده و سپس به مجموعه سخنان آن حضرت از نهج البلاغه و دیگر منابع راجع به زن پرداخته خواهد شد. بررسی سند، محتوا، واژه های خطبه 80 نهج البلاغه آن حضرت از دیگر مقوله های قابل ذکر در این فصل خواهد بود. بررسی همه سخنان و نکات مطرح در گفتار و کلام امام(ع) مشکل و طاقت فرساست، ولی به حد وسع و وقت این کار صورت می گیرد. به طور کلی با حسب وجود مصادر گوناگون حدیثی و تاریخی، کلام و سخنان امام علی(ع) در این مورد به 101 سخن رسید. که در تقسیم بندی کلی در چهار حوزه قرار می گیرد: (این تقسیم بندی که کامل و جالب بود و اکثر سخنان امام(ع) را در بر می گرفت، از کتاب دانش نامه علوی اخذ گردیده و به منابع آن نیز اشاره شده و در این مقاله نیز سخنانی بدان اضافه گشته است.)
الف) معرفی زن
ب) تعامل مردان و زنان
ج) حقوق زنان [26]
د) گوناگون
ه) سیره عملی امام(ع)
الف) معرفی زن
یکم: نقصان ایمان، بهره، نصیب و عقل:
در خطبه 80 از نهج البلاغه آمده که امام(ع) بعد از پایان نبرد جمل در نکوهش زنان چنین فرمود:
«معاشر الناس ان النساء نواقص الایمان نواقص الحظوظ نواقص العقول. فاما نقصان ایمانهن فقعودهن عن الصلاه و الصیام فی ایام حیضهن. و امّا نقصان حظوظهن فمواریثهن عن الانصاف من مواریث الرجال، و اما نقصان عقولهن فشهاده امراتین کشهاده الرجل الواحد. فاتقو شرار النساء. و کونوا من خیارهن علی حذر و لا تطیعوهن فی المعروف حتی لا یطمعن فی المنکر».
مردم ایمان زنان نا تمام است، بهره آنان نا تمام، خرد ایشان نا تمام، نشانه نا تمامی ایمان معذور بودنشان از نماز و روزه است ـ به هنگام عادتشان ـ و نقصان بهره ایشان نصف بودن سهم آنان از نیراث است نسبت به سهم مردان؛ و نشانه نا تمامی خرد آنان این بود که گواهی دو زن چون گواهی یک مرد به حساب رود، پس از زنان بد بپرهیزید و خود را از نیکانشان وا پایید، و تا در کار زشت طمع نکنند در کار نیک از آنان اطاعت ننمایید.[27]
اسناد و مدارک این خطبه را محمد دشتی اینگونه بیان می نماید:
«تذکره الخواص ابن جوزی؛ قوت القلوب، ج1، ص282؛ ابوطالب ملکی، فروع کافی، ج5، ص517 و ج2، ص63؛ مرحوم کلینی، کتاب مسترشد، ص81؛ طبری، مدارک نهج البلاغه، ص 246: (مرحوم کاشف الغطا می نویسد: بسیاری از دانشمندان شیعه و سن خطبه 80 را نقل و مورد بررسی قرار داده اند)، شرح قطب راوندی ج1، ص310: ابن راوندی.
و در ادامه می گوید: قسمت هایی از این خطبه در منابع زیر نیز آمده است:
کتاب امالی (مجلس پنجاه): شیخ صدوق، تاریخ طبری، ج2، ص48: طبری کتاب النهایه، باب الباء: ابن اثیر، محاسن، ص41: بیهقی، امالی: شیخ صدوق، غرر الحکم، ص 329، و ج2، ص250ـ ج6ص 151، آمدی، معدن الجواهر، ص226: کراجکی، الامامه و السیاسه، ج1، ص130: ابن قتیبه، الغارات، ج1، ص308: ابن هلال سقفی، شرح قطب راوندی، ج2 ص 152، ابن راوندی، وسائل، (طبق نقل سید بن طاووس) مرحوم کلینی، کشف المحجه ص 173: سید ابن طاووس، کتاب جمل، ص 76، شیخ مفید، عقد الفرید، ج2، ص227: ابن عبد الربه، جمهره الرسائل العرب: احمد زکی صفوه، کتاب اختصاص، ص 221، شیخ مفید، بحارالانوار، ج17، ص 25، و ج8، ص446، کمپانی: مرحوم مجلسی، علل الشرایع، ص 174: شیخ صدوق، ارشاد القلوب، ص 192: مرحوم دیلمی».[28]
با توجه به اسناد محکم و قوی فوق منسوب نبودن این خطبه به امام (ع) رفع میگردد.درمورد اینکه امام (ع) در چه جایگاهی و در چه موقعیتی این خطبه را بیان نموده اند دو نظریه وجود دارد:
نظریه اول که مشهور و اکثر نویسندگان آنر بیان کرده اند بعد از پایان جنگ جمل و خطاب به عایشه می باشد.
نظریه دوم این است که این سخن بخشی از یک نامه طولانی می باشد که امام در زمان اشغال سرزمین مصر به وسیله عمرو بن عاص و پس از شهادت محمد بن ابی بکر آن را نوشت و برای مردم مصر ارسال نموده.[29]
اما از نظر محتوا واژه هایی به کار رفته بررسی می گردد:
1. نقصان:
«مقصود از نقص، کاهش ارزش انسانی نیست. بلکه بان حد زن در برابر حد مرد است که نمایش نقص کمی دارد، نه نقص کیفی که ملاک ارزش ها است. چنانکه مردها در مسئله جریان خلقت که تنها با لذت و تخلیه چند قطره بنام اسپر در آن جریان شرکت میورزند ناقص تر از زنند.»[30]
2. نواقص الایمان:
ایمان به معنای عمل و مسوولیت های ناشی از عقیده است. ایمان تجلی عقیده در عمل میباشد. لذا مهمترین عمل در اسلام نماز و روزه است که حتی در قرآن کریم، واژه ایمان بر خود نماز اطلاق شده[31]و اکثر مفسران این را تصدیق میکنند. این در خطبه هم نقص ایمان به ترک نماز و روزه در ایام عادت زنان آمده است، که دلیل بر پست و حقیر بودن زن نیست چنانچه در بین مردان هم کسانی یافت میشوند که نماز نمیخوانند و روزه نمیگیرند[32]
3. نواقص الحظوظ:
ارث زنان به ظاهر کمتر از مردان میبشد و یک نقص کمی است، ولی از جهت کیفیت آنچه به زنان میرسد، آنها را بی نیازتر از مردان می کند، زیرا مرد به ظاهر دو برابر زن ارث می برد، ولی به سبب مخارجی که شرع مقدس بر عهده مرد نهاده، بهره اش بسیار کمتر از زن است. برای تشکیل خانواده مهریه بر عهده اوست، باید مسکن تهیه نماید و نفقه زن و فرزند را بپردازد لذا آن مقدار زیادی سهمی که ارث می برد پاسخ گوی این همه نیاز برای مرد نیست، ولی آنچه نصیب زن می شود همه ذخیره میگردد و تمام مخارجش با مرد است و علاوه برا آن مهریه و نفقه را نیز از مرد می گیرد.[33]
4. نواقص العقول:
عقل و تعقل عبارت است از آن فعالیت مغزی که با روشنایی قوانین و اصول تثبیت شده از واحد ها و قضایا ی روشن و ساده نتایج مطلوب را بدست می آودر. در تقسیم بندی عقل ، یک انقسامی که قابل پذیرش از قدیم الایام بوده و مورد قبول همگان است، عقل نظری و عملی میباشد.
عقل نظری: همان فعالیت استنتاج هدفها یا وصول به آنها با اتنخاب واحدها و قضایا و وسایلی که می توانند برای رسیدن به هدف ها کمک نمایند، بدون اینکه واقعیت یا ارزش آن هدفها و وسایل را تضمین نمایند. منطق صوری و ریاضی که عالی ترین جلوه فعالیت های عقل نظری می باشد.
عقل عملی : ادراک انسان بواسطه او اموری را بوجدان غیر حسی ادراک می کند و آنها زواتند نه عوارض مثل ادراک نفس خود و ادراک مختار بودن نفس در اعمال خویش که منتهی به اعتقاد به بقای نفس و وجود ذات پروردگار میشود و این قوه را عقل عملی می نامند.
عقل عملی بر تر از نظری است زیرا عقل نظری آنچه میکند راجع به ظواهر و عوارض یا مصلحت اندیشی دنیوی است ودرباره حقایق و ذوات و معقولات واقعی جز حدس و احتمال کاری از او ساخته نیستو اما عقل عملی متوجه حقایق و حسن نیت است و اراده خیر را به انسان میدهد و بنیاد عقاید دینی و اخلاقی را استوار میسازد و منشا ایمان است نه تشکیک.
حال با توجه به این مقدمه ، منظور از نقصان عقل در اینحا عقل نظری است نه عملی . بنا براین آنچه صنف مرد به او میبالد و مغرور میشود، فی نفسه دارای ارزش نیست.[34]
در این خطبه حضرت شهادت دو زن به جای یک مرد را دلیل بر نقص عقل زنها دانسته است و همین طور که بیان شد، نقص کمی است نه کیفی و ارزشی. یعنی در نسبت زن به مرد او جهت گواهی دو زن لازم اس و و اینکه آنچه مانع از قضاوت عقل نظری و شهادت و گواهی درست و زنان است، عواطف و احساسات شدید و رقیق بودن آنهاست که زود تحت تاثیر قرار میگیرند و از تجربه و تحلیل عقلانی صرف نظر می کنند . وجود این احساس قوی در زنان نقض نیست. بلکه کمال است؛ چون احساس برای زن در امر شوهر داری ، پرورش و نوازش کودک و ایجاد فضای پر مهر محبت در کانون خانواده لازم است و از ویژگی های یک زن با ایمان و سالم به حساب می آید .[35]
نکته مهم اینکه ، این خطبه به همراه خطبه 13 ( کنتم جند المراه ، و اتباع البهیمه ...) و خطبه 156(فمن استطاع عند ذلک ... و اما فلانه فادرکها رای النساء ، وضغن غلافی صدرها کمرجل القین ... )باید برسی و پرداخته شود.[36]
با توجه به کثرت مطالب در مورد دیگر خطبه ها و سحنان امام فقط به فهرست دیگر سخنانشان اشاره می گردد و از پرداختن و شرح و تفسیر آنها صرف نظر میشود. امید است در مجال دیگر از زوایای گوناگون هر کدام از آنها را بررسی نماییم.
دوم: ناتوانی جسم و جان:
امام پیش از رویارویی با قاسطین در نبرد صفین فرمود: ( نامه 14 نهج البلاغه ) « زنان را با زدن بر مینگیزائید ، هر چند ابروی شما را بریزند ، یا امیرانتان را دشنام گویند، که توان اندک و جانشان نا توان و خردشان دستخوش نقصان است»
سوم: گزندگی:
در دو سخن ، زنان به عقرب مانند تشبیه شده اند : « زن عقربی است ، شیرین گزنده» «زن عقربی است شیرین نیش زننده »
چهارم : بی وفایی
آن حضرت درسخنانی می فرماید: «وفا داری از زنان محال است» ودر یکی از شعر های دیوان منسوب نیز می فرماید:«یاد آنان را فرو گذار که زنان وفا ندارند. باد صبا و پیمان زنان یکی است»
پنجم: شر بودن
این مضمون در نهج البلاغه آمده است:«زن همه اش بدی است، و بدتر چیز او اینکه از او چاره نیست» در مضمون دیگر از آن حضرت بدینگونه وارد شده:«زن بذر بدی است».
ششم: غریزه جنسی و حیا
«خداوند شهوت را ده قسمت آفرید: نه قسمت آن را در زنان قرار داد و یک قسمت آن را در مردان. اگر خداوند حیا و شرم را در نهاد زنان قرار نمی داد، در برابر هر مرد نه زن قرار می گرفت».
هفتم: تمایلات زنان
* «براستی میل زنان به زینت های دنیا و فساد در آن است».
* «براستی که میل زنان به سوی مردان است»
* «مردان از زمین آفریده شدند و میل آنان به زمین است، و زنانا از مردان آفریده شدند و میل آنان به مردان است، ای گروه مردان زنان را حبس کنید»
هشتم: ظرافت زن
«بر زن فراتر از توان تحمیل مکن؛ زیرا زن ریحانه است و نه قهرمان»
نهم: آسیب پذیری زنان
* «زنان چون گوشتی برتخته اند [که در مغز آسیبند] مگر از آنان پاسداری شود».
* «زن، گویی است که هر کس او را در اختیار گرفت، باید آن را بپوشاند».
* « برای شیطان افساری بزرگ تر از خشم و زنان نیست».
ب) تعامل مردان و زنان:
یکم ـ پرهیز از اطاعت زنان:
اما در پانزده سخن اطاعت از زنان را نکوهیده و آن را سبب هلاک، پشیمانی، نشانه جهل و نادانی دانسته است. یا آنکه مخالفت با زنان را برکت می شمارد و مردان مطیع زنان را، نفرین شده می خواند. در دو سخن نیز به موارد اطاعت اشاره شده است:
«هر کس زنش را در چهار چیز اطاعت کند، خداوند او را در آتش افکند، سوال شد آنها چیستند؟ فرمود لباسهای نازک، رفتن به حمامها، عروسی ها و عزاداری ها».
دوم: پرهیز از اطاعت زنان:
* « بپرهیز از مشورت با زنان که رای آنان به سستی کشاند».
* «بپرهیز از مشورت بت زنان، جز آنکه کمال عقلش تجربه شده یاشد».
* «زمانی رسد که سخن چینان، مقرب دستگاه حکومت شوند،{و} فاجران مورد توجه قرار گیرند، در این هنگام، حکومت با مشورت زنان و حکمرانی بچگان باشد»
* «آن کس ک زنی نادان را امین شمارد و با وی مشورت کند و بپذیرد، پشیمان گردد».
سوم: دلبستگی و استمتاع:
* «هرکس از زنان استمتاع جوید، عقلش تباه گردد».
* «بپرهیز از دلبستگی زیاد به زنان».
* «امیر مومنان از دلبستگی زیاد با زنان منع می کرد».
* «از خلوت بسبار با زنان بپرهیز».
* « هر چه می توانید از زنان دوری جویید».
* «آنکه بسیار با زنان در آمیزد، رسوایی او را فراگیرد».
چهارم: فتنه انگیزی زنان:
* «زنان یکی از دو بزرگترین فتنه اند».
* «فتنه سه تا است: دوستس زنان، و این شمشیر، و شیطان».
پنجم: جهاد زن:
* «جهاد زن، خوب شوهر داری کردن است».
ششم: خودداری از سلام دادن به زنان جوان:
* «[در برخورد با زنان] آغاز به سلام نکنید».
* «می ترسم از صدایش [زن جوان] خوشم آید و بیش از پاداش، وزر و وبال بر من وارد گردد».
هفتم: حقوق زن و شوهر:
* «مردان باید حقوق زنان را بپردازند، و کسی که در پرداخت آن به زنان ستم روا دارد، گویا با زن زنا میکند».
* «مرد مجبور می شود هزینه زندگی زن را بدهد، و اگر چنین نکند حبس گردد؛ و زن مجبور می شود فرزندش را شیر دهد، نان بپزد و در داخل منزل به مرد خدمت کند».
هشتم: در اختیار مرد بودن:
* «زن چون نعلی است که مرد هر گاه خواهد از آن استفاده کند، نه هر گاه زن خواهد».
* «مرد روزه خوار خود را در معرض حمام و حجامت و زن زیبا روی قرار ندهد».
* «اگر از زنانت کاری مشکوک مشاهده کردی، بر بزرگ و کوچک آن باز دارنده ای بگمار».
ج) حقوق زنان:
یکم: نا برابری ارث و شهادت زن و مرد:
در خطبه 80 نهج البلاغه همان طور که بیان شد، در فرازی از نصف بودن سهم زنان از ارث نسبت به مردان یاد می شود. و در سخنان فراوان دیگر به جزئیات نا برابری زن و مرد در شهادت و گواهی پرداخته است.
دوم: وصیت نکردن به زنان:
«به زنان وصیت نشود؛ زیرا خداوند می فرماید: ثروت ها را به سفیهان و نادانان مسپارید».
د) گوناگون:
یکم ـ خلق و خوی اکتسابی:
* «بهترین خصلت های زنان، بدترین خصلت های مردان است».
* «بهترین خصلت های زنان، بدترین خصلت های مردان است؛[یعنی] تکبر، ترس، بخل. اگر زن متکبر باشد خود را در اختیار کسی نگذارد؛ اگر بخیل باشد، اموال خود و شوهر را حفظ کند و اگر ترسو باشد، از هرپیش آمدی فرار کند.»
* «غیرت زن، کفر؛ و غیرت مرد ایمان است»
* «غیرت زن، دشمنی است»
دوم: خوش یمنی و برکت:
* «بزرگترین زنان از لحاظ برکت آنانند که هزینه شان سبک تر باشد»
* «خوش یمنی زن در آن است که ازدواجش و زایمانش آسان باشد».
سوم: خانه نشینی و بیرون رفتن از منزل:
* «چرا زنان در بازارها بر مردان تنه می زنند؟ آیا غیرت ندارید؟ آنکه غیرت ندارد، خیری در او نیست»
ـ* «زنها را از رفتن به نمازهای عید باز مدارید که نماز عید بر زنان واجب است».
د): سخنان گوناگون
* «عقل زنان در زیبایی آنان است، و زیبایی مردان در خردشان».
* «زیبایی مرد در کلاه اوست و زیبایی زن در کفش هایش».
* «زنان را بر زین ها سوار نکنید که آنان را بر تباهی برانگیزید».[37]
* امام (ع) در وصیتی به پسرش امام حسن (ع) در بستر بیماری و در هنگام شهادت درباره زنان فرمودند: خدا را خدا را! در بازه زنان و زیردستانتان، آخرین سخنی که پیامبر درباره موضوعی فرمود این بود که شما را به دو گروه ضعیف وصیت می کنم: زنان و زیردستانتان (کنیزان).[38]
* «گفتگو با زنان بلا آورد و دل را منحرف سازد و نظربازی با آنان روشنی دل را ببرد و چشم اندازی دام شیطان است.»[39]
هـ (. سیره عملی امام علی (ع):
این بخش از مقاله از اهمیت زیادی برخوردار می باشد؛ زیرا بسیاری از افراد، کلام و گفتارشان با عمل خودشان فرق دارد. و آنچه به مردم می گویند خود بدان عمل نمی کنند.
با توجه به مجال کم مقداری به این موضوع پرداخته می شود:
آن حضرت علاوه بر بیانات شیوا که در خطبه ها، نامه ها و حکمت ها در نهج البلاغه و جاهای دیگر درباره زن آمده، درخانواده نیز با احترام رفتار می نمودند. حضرت صاحب همسرانی از جمله حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بودند به صورت گذرا به بعضی از رفتارهای عملی امام با همسرانشان اشاره می گردد:
1. استناد حضرت به سخنان حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها):
ایشان در سفارش مردم که در مراسم تجهیز مرده ها گفتار خوب داشته باشند، چنین فرمودند: «فاطمه دختر رسول خدا (ص) بعد ار ارتحال پدرش به زنان نبی هاشم که او را در ماتم یاری می کردند و زینت ها را رها کرده و لباس سوگ در بر نموده اند، فرمود: این حالت را رها کنید و بر شماست که دعا و نیایش کنید».
امام معصوم بوده و تمام سخناش حجت است ولی برای تثبت مطلب به گفته همسر خود تمسک می کند. و معنی این مسأله این است که حضرت علی (ع) همانطور که حرف خود را حجت خود می داند، رفتار و گفتار و نوشتار زهرا (س) را هم حجت خدا می داند و از این نظر هیچگونه تمایزی بین زن ومرد قایل نیست.
2. زهرا سلام الله علیها مایه فخر حضرت:
در نامه 28 نهج البلاغه می فرمایند: «منا خیر نساء العالمین»؛ از ماست بهترین زنان جهانیان.
مباهات به وجود همسر توسط امام باز یکی دیگر از مسائلی می باشد، که نشانگر جایگاه والای زن در منظر امام دارد.
3. ابراز همدلی و دلسوزی نسبت به همسرانشان:
وقتی امام مشاهده می کردند که انجام امور منزل برای زهرا (سلام الله علیها)سخت است و او را آزرده خاطر می کند، احساس دلسوزی و نگرانی داشتند و خودشان سعی می کردند در انجام امور منزل مشارکت داشته باشند تا این بار را کم کنند و همدلی نمایند. از امام صادق (علیه السلام) روایت است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) هیزم می شکست و آبیاری می کرد و جارو می نمود و فاطمه آسیاب می کرد و خمیر می نمود و نان می پخت.[40]
مطالب زیادر در این مورد وجود دارد ولی به علت ضیق وقت به همین مقدار اکتفا می گردد.
نتیجه گیری:
سؤال اصلی ما در این مقاله این بود که جایگاه و موقعیت زن در کلام و سیره علوی چگونه بوده است؟ فرضیه ارائه شده این بود که علی (ع) به عنوان خلیفه جامعه اسلامی در اعطای حقوق زنان رعایت عدالت را نموده است. با چارچوب نظری اسکینر که ترکیبی از گرایش های متن محور و زمینه محور بود و با سؤالات فرعی و سازماندهی پژوهش طرح تفصیلی پایان یافت. در مقدمه به خلق موجوادت از نظر اسلام در شش دوران پرداخته شد.
فصل اول در مورد فلسفه خلقت انسان از دیدگاه امام علی (ع) بود. و همانطور که گذشت دیدگاه امام نسبت به انسان در راستای اندیشه های قرآنی و آموزه های پیامبر (ص) بود؛ کسب زاد و توشه در این دنیا برای آخرت، تقوا، ادای امانتی که خداوند بر عهده بشر گذاشته بود، از جمله فلسفه خلقت انسان از دیدگاه امام (ع) می باشند.
فصل دوم درباره ویژگی های مرد و زن از دیدگاه آن حضرت بود که عقلانی بودن، سنگینی تکالیف شرعی، خونسرد بودن، تحمل پذیری مسؤلیت های طاقت فرسای زندگی، متمرکز کردن در عرصه های تصمیم گیری و مشورت و اعتدال در محبت و عشق ورزی از ویژگی های مرد قلمداد شد.
از ویژگی های زن به عاطفی، سبکی وظایف و اعمال شرعی، احساس بودن، فرار از مسؤلیت های طاقت فرسای زندگی، بسیط بودن در عرصه های تصمیم گیری و مشورت و عشق ورزی، و نیاز به محبت اشاره شد.
فصل سوم که زن از دیدگاه امام علی (ع) بود که به یک تقسیم بندی کلی از بیانات و سخنان امام اشاره شد: الف. معرفی زن: 1. نقصان ایمان، بهره و نصیب و عقل، 2. ناتوانی جسم و جان 3. گزندگی 4. بی وفایی 5. شر بودن 6. غریزه جنسی و حیا 7. تمایلات زنان 8. ظرافت زن 9. آسیب پذیری زنان
ب. تعامل مردان و زنان: 1. پرهیز از اطاعت زنان 2. پرهیز از مشورت با زنان 3. دلبستگی و استمتاع 4. فتنه انگیزی زنان 5. جهاد زن 6. خودداری از سلام دادن به زنان جوان 7. حقوق زن و شوهر 8. در اختیار مرد بودن.
ج. حقوق زنان: 1. نابرابری ارث و شهادت زن و مرد 2. وصیت نکردن به زنان .
د. سخنان گوناگون آن حضرت: 1. خلق و خوی اکتسابی 2. خوش یمنی و برکت 3. خانه نشینی و بیرون رفتن از منزل 4. دیگر سخنان آن حضرت در موضوعات مختلف.
هـ . سیره عملی امام (ع): 1. استناد به سخنان حضرت زهرا 2. مباهات به حضرت زهرا 3. ابراز هم دلی و دلسوزی به همسر.
منابع:
[1] شهیدی ، سید جعفر ترجمه نهج البلاغه ،تهران ،شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ،79 ، چاپ نوزدهم،خطبه8،ص58
[2] حسینی دشتی، سید مصطفی، معارف و معاریف، ج 2 ، چاپ اول؛ اسماعیلیان، قم 69 ، ص881
[3]. علی بابائی، غلامرضا، فرهنگ علوم سیاسی، ج1، چاپ دوم69، تهران، شرکت نشرو پخش ویس، 69، ص 235.
[4]. بیات، عبد الرسول و دیگران، فرهنگ واژه ها، چاپ اول 81، قم، موسسه فرهنگ و اندیشه دینی، ص377.
[5].جعفری، محمد تقی، آفرینش و انسان، مرکز مطبوعالتی دار التبلیغ اسلامی، از ص9 تاص 75.
[6]. مکارم شیرازی و جمعی از دیگران، تفسیر نمونه، ج6، چاپ دوازدهم، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 61، ص 202.
[7] «ما ادمی زادگان را گرامی داشتیم »70/ اسراء، ترجمه مکارم شیرازی
[8] اصفهانی، راغب، فلسفه آفرینش انسان و سعادت واقعی او، ترجمه و نگارش زین العابدین قربانی، چاپ اول، ساید، 72 ص 75
[9] دشتی محمد، ترجمه نهج البلاغه ، چاپ دوم، تهران، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی،80،خطبه 64؛ص113
[10]. جعفری، محمد تقی ، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج 12، دفتر نشر فرهنگ اسلامی 62،ص173
[11]. خاتمی، احمد، فرهنگنامه موضوعی، چاپ اول 81، تهران، سروش 81، حکمت 370، ص 1056.
[12]. دشتی، محمد، ترجمه نهج البلاغه، همان، خطبه 191، ص 321.
[13] قمی، شیخ عباس، کلیات مفاتیح الجنان، چاپ چهارم، تهران، فواد، 74 ص 259
[14] «او خدایی است که(همه) شما را از یک فرد آفرید؛ و همسرش را نیز از جنس او قرار داد...» اعراف/189 ترجمه مکارم شیرازی
[15] «خداوند برای شما از جنس خودتان همسرزنی قرار دا د...» نحل/72، ترجمه مکارم شیرازی
[16] مریم معین الاسلام و ناهید حلیبی، روان شناسی زن در نهج البلاغه، چاپ اول، قم عطر سعادت، 80،ص 33
[17] «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»؛ من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند... ترجمه مکارم شیرازی
[18] «هر کس کار شایسته ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مومن است، او را به حیات پاک زنده می داریم...» نحل/97 مکارم شیرازی
[19] مریم معین الاسلام،«زن در نهج البلاغه با نگرش روان شتاختی»، پیام زن، سال دهم، شماره 114
[20] . علائی رحمانی، فاطمه، زن از دیدگاه نهج البلاغ، چ2، سازمان تبلیغات اسلامی، 71، ص 26
[21] . مطهری، مرتضی، مسأله حجاب، چاپ چهلم، تهران صدار، 73، ص67
[22] رشتی، محمد، ترجمه نهج البلاغه، همان، خ 80 ص 128
[23] همان
[24] دشتی، محمد، همان، نامه 31 ص 536
[25] «زن در نهج البلاغه با نگرشی روان شناختی»، همان
[26] . مهدی مهریزی، «حقوق زن» ، دانشنامه امام علی(ع) زیر نظر علی اکبر رشاد، (تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه) 1380، ج5، ص 89
[27] . شهیدی، سید جعفر، ترجمه نهج البلاغه، همان، خطبه80 ص 58
[28] . دشتی، محمد، روش های تحقیق در اسناد و مدارک نهج البلاغه، چاپ اول، قم نشر امام علی، 68، ص101
[29] . عبدالزاهر الحسینی الخطیب، مصادر نهج البلاغه و اسانیده، ج2، بیروت موسسه اعلمی، 1395ه.ق، ص 86
[30] جعفری ، محمد تقی ، ترجمه شرح نهج البلاغه، ج 11 ، چاپ دوم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 71،ص289
31در...و ماکان الله لیضیع ایمانکم... و خدا هرگز ایمان شما را ضایع نمیگرداند، بقره 143،ترجمه مکارم شیرازی
[32] زن درنهج البلاغه ، نشریه راه مردم، شماره 4و 84/ 10 6
[33] مریم پور حسنی،«زن در نهج البلاغه،و پاسخ به چند شبهه»،مشکوه ،شماره 68 و 69 ، 1379 ،ص 195
[34] جعفری ،محمد تقی،همان،ص290
[35] پور حسنی ، مریم ، همان، ص194
[36] دشتی ، محمد، همان، خطبه 13 ص 56 و خطبه 156 ص 288
[37] . مهدی مهریزی، حقوق زن، دانشنامه امام علی، همان، ص90 تا 98
[38] . علی بن حسین شعبه حرانی، تحف العقول، چاپ پنجم، قم، شریف رضی، 1380، ص136
[39] .تحف العقول، همان، خطبه دیباج، ص 101
[40] . مریم معین الاسلام. همان، ص